رمان معشوقه‌ی فراری استاد

رمان معشوقه‌ی فراری استاد پارت 18

  اصلا راهم‌و به سمت دیگه کج کردم تا ازش دور بشم. محدثه متعجب گفت: پشیمون شدی بری پیش ایمان؟…

بیشتر بخوانید »
رمان معشوقه‌ی فراری استاد

رمان معشوقه‌ی فراری استاد پارت 17

  خواست پیاده بشه که با ترس سریع مچش‌و گرفتم. -‌ مهرداد دیوونه نشو! به صورتم نزدیک شد و عصبی…

بیشتر بخوانید »
رمان معشوقه‌ی فراری استاد

رمان معشوقه‌ی فراری استاد پارت 16

  چشم‌هام‌و بستم و با لذت به صدای قلبش گوش دادم. چیزی نگذشت که دستش‌و توی موهام فرو کرد و…

بیشتر بخوانید »
رمان معشوقه‌ی فراری استاد

رمان معشوقه‌ی فراری استاد پارت 15

  موهام‌و تو مشتش گرفت که سوزش بدی توی سرم پیچید و بی‌اراده اشک توی چشم‌هام حلقه زد. – وسط…

بیشتر بخوانید »
رمان معشوقه‌ی فراری استاد

رمان معشوقه‌ی فراری استاد پارت 14

  – هوی، چیه واسه هم چشم و ابرو میرید؟ خندیدم. – هیچی عزیزم، به سیگاره نگاه کن. چشم غره‌ای…

بیشتر بخوانید »
رمان معشوقه‌ی فراری استاد

رمان معشوقه‌ی فراری استاد پارت 13

  به سمتش چرخیدم. به صندلی تکیه داد. – کاری داری باهام؟ به سمتش رفتم. – این لادن، اصلا بیرونش…

بیشتر بخوانید »
رمان معشوقه‌ی فراری استاد

رمان معشوقه‌ی فراری استاد پارت 12

  بیشتر بچه‌ها باهم گفتند: نه. با لبخند پیروزمندانه‌ای به دختره که داشت از حرص خفه می‌شد انداختم. استاد: همون…

بیشتر بخوانید »
رمان معشوقه‌ی فراری استاد

رمان معشوقه‌ی فراری استاد پارت 11

  نگاهم به بالکن افتاد که سریع واردش شدم. نگاهم‌و اطراف چرخوندم. وویی از داخل معلومم که! با فکری که…

بیشتر بخوانید »
رمان معشوقه‌ی فراری استاد

رمان معشوقه‌ی فراری استاد پارت 10

  – مهرداد جان، راستش‌و بخوای خیلی ازت خوشم اومده. از کنار در به داخل سرک کشیدم. دختره با دکمه‌های…

بیشتر بخوانید »
رمان معشوقه‌ی فراری استاد

رمان معشوقه‌ی فراری استاد پارت 9

  ابروهاش‌و بالا داد. – یعنی می‌خوای قبول کنی؟ اخم کردم. – من این‌و گفتم؟ شیطون گفت: آره دیگه، واسه…

بیشتر بخوانید »
رمان معشوقه‌ی فراری استاد

رمان معشوقه‌ی فراری استاد پارت 8

  از شرکت بیرون اومدم و بلافاصله به نیما زنگ زدم. با سه بوق جواب داد. – سلام. نگاهی به…

بیشتر بخوانید »
رمان معشوقه‌ی فراری استاد

رمان معشوقه‌ی فراری استاد پارت 7

  – تو از بیماری من خبر داری اما به طور عجیبی واقعا به بدنت کشش دارم، شاید بتونم با…

بیشتر بخوانید »
رمان

آدرس جدید وبسایت رمان دونی

آدرس جدید وبسایت رمان دونی http://romandoni.com

بیشتر بخوانید »
رمان معشوقه‌ی فراری استاد

رمان معشوقه‌ی فراری استاد پارت 6

  با تعجب زیر لب زمزمه کردم: چی؟! باز نزدیک گوشم گفت: واقعا میگم، دوست ندارم بهم بگی استاد یا…

بیشتر بخوانید »
رمان معشوقه‌ی فراری استاد

رمان معشوقه‌ی فراری استاد پارت 5

  تا خود ماشینش که توی پارکینگ بود همون‌طور با تعجب و قفل کرده بهش نگاه می‌کردم. درم‌و باز کرد…

بیشتر بخوانید »
رمان معشوقه‌ی فراری استاد

رمان معشوقه‌ی فراری استاد پارت 4

  ابروهام بالا پریدند. خندید. – خودتی، خداحافظ. گوشی‌و پایین آورد و به سمتم چرخید که با دیدنم هینی کشید…

بیشتر بخوانید »
رمان معشوقه‌ی فراری استاد

رمان معشوقه‌ی فراری استاد پارت 3

  با استرس گفتم: بیخیال. خواستم برم ولی رو به روم وایساد. – صبر کن حرف دارم باهات. آب دهنم‌و…

بیشتر بخوانید »
رمان معشوقه‌ی فراری استاد

رمان معشوقه‌ی فراری استاد پارت 2

  همه داشتند به سمت مبل‌ها می‌رفتند اما من و اون میخکوب و یه پسر کنارش کنجکاو وایساده بودیم. پسره…

بیشتر بخوانید »
رمان انلاین

رمان معشوقه‌ی فراری استاد پارت 1

#معشوقه‌ی_فراری_استاد #پارت1 #مـطـهـره همون‌طور که می‌دویدم به ساعت نگاه کردم. آخ خدا، برفنا رفتم، ساعت‌و! من به تو چی بگم…

بیشتر بخوانید »
رمان شقایق 

رمان شقایق پارت آخر

  تعادل روحی نداشت، از دست دادن جوون غم سنگینیه،سرمو به معنی آره چند بار تکون دادم،خوشحال شد، برق خوشحالی…

بیشتر بخوانید »
بستن