رمان دومینو

رمان دومینو پارت 17

  آهی کشید و بازویش را گرفت تا از روی تخت بلندش کند. – تا حالا که سراغش نرفته بودم…

بیشتر بخوانید »
رمان دومینو

رمان دومینو پارت 16

  انگار فربد بود. – حالش خوبه… دکتر گفت فشار عضلانیه بیشتر به نخاعش فشار اومده… قلبش از من و…

بیشتر بخوانید »
رمان دومینو

رمان دومینو پارت 15

  ساعت را نگاه کرد و گونهٔ شیرین را بوسید. به عمه گفته بود شیرین نوه‌اش است. از فرشته‌ای برایش…

بیشتر بخوانید »
رمان دومینو

رمان دومینو پارت 14

  سرش را به تأسف تکان داد و قدمی عقب برداشت… چه می‌گفت دیگر؟! زری با آن دهان لقش یک…

بیشتر بخوانید »
رمان دومینو

رمان دومینو پارت 13

  به آن که تکیه داد تازه متوجه موقعیتش شد. – سلام! خانم حسینی با لبخند نگاهش کرد: – سلام…

بیشتر بخوانید »
رمان دومینو

رمان دومینو پارت 12

  بوی عطر شامپویش که هوش از سرش می‌برد وسوسه‌ای به جانش انداخت… آرام طره‌ای از موهایش را لمس کرد…

بیشتر بخوانید »
رمان دومینو

رمان دومینو پارت 11

خانم حسینی با مهربانی گفت: – سلام عزیزم! چیزی هست که بتونم کمک کنم؟ فاخته گلدان سفید‌رنگ چینی را به…

بیشتر بخوانید »
رمان دومینو

رمان دومینو پارت 10

  تمام شب را با افکار در‌هم‌ و ‌برهم سر کرد حتی نفهمید پروانه کی تصمیم گرفت با خاله‌اش به…

بیشتر بخوانید »
رمان دومینو

رمان دومینو پارت 9

  فاخته تمام عقده‌های امروزش را با حرفش خالی کرد. – این مسئله‌ی خصوصی منه!! نگاهش را از اتابک گرفت…

بیشتر بخوانید »
رمان دومینو

رمان دومینو پارت 8

  – شما هم خسته نباشید پروانه خانم! پروانه نفسش را به بیرون فوت کرد. – خیلی خسته‌م خییلی!! صندوق…

بیشتر بخوانید »
رمان دومینو

رمان دومینو پارت 7

  فربد خندید. – صغری‌کبری نچین بگو ببینم چی می‌خوای کوچولو؟! فاخته سرش را از روی سینه‌ی فربد برداشت تا…

بیشتر بخوانید »
رمان دومینو

رمان دومینو پارت 6

  آزاد دست‌به‌سینه نگاهش می‌کرد. دو جعبه‌ی دیگر را در دستش گرفت و درحالی که به‌سمت در می‌رفت گفت: –…

بیشتر بخوانید »
رمان دومینو

رمان دومینو پارت 5

  اتابک نگاه حسرت‌بارش را روی نایلون غذا دیده بود به اندام کمی توپر و تپلش می‌خورد که دختری شکمو…

بیشتر بخوانید »
رمان دومینو

رمان دومینو پارت 4

  فربد نفسش را بیرون داد و خودش را روی صندلی رها کرد، فاخته ادامه داد. – می‌شه بگین حقوقش…

بیشتر بخوانید »
رمان دومینو

رمان دومینو پارت 3

  به هیچکس نگفته بود اما وقتی شانزده سالش بود، دیپلمش را شبانه گرفت اما پولی که به دانشگاه برود…

بیشتر بخوانید »
رمان دومینو

رمان دومینو پارت 2

  یادش آمد همان دیروز در گالری فربد شارژش تمام شده بود. مطمئن بود حالا فربد صد باری شماره‌اش را…

بیشتر بخوانید »
رمان

رمان دومینو پارت یک

خلاصه رمان دومینو: فاخته توکلی، دختری که شوهر خواهرش رو مسبب مرگ تنها خواهرش می‌دونه و برای انتقام وارد بازی…

بیشتر بخوانید »
رمان به شیرینی مرگ

رمان به شیرینی مرگ پارت 58

    یک ساختمان قدیمی با اتاق های کوچک و نمور دیوارهایی که دیگر رنگی جز سیاهی و کثیفی نداشتند…

بیشتر بخوانید »
رمان به شیرینی مرگ

رمان به شیرینی مرگ پارت 57

  * کیارش * با دیدن آن دو جانور روبرویش وجودش تماما کینه بود و خشم … – هیراد خان…

بیشتر بخوانید »
رمان به شیرینی مرگ

رمان به شیرینی مرگ پارت 56

  شاید هیراد دوباره کاری کرده بود ؟! شاید هم پدرش دردسر تازه ای برای کوروش درست کرده که چنین…

بیشتر بخوانید »